محسن جابرى عربلو

17

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )

يعنى اصطلاح نقل لفظ از معنى لغوى به معنى ديگر است از جهت مناسبتى كه بين آن دو وجود دارد ، و به عبارت ديگر اصطلاح را بر عرف خاص اطلاق كنند يعنى اتفاق گروهى مخصوص از مردم بر نقل كلمه‌اى از معنى نخستين و وضع يا استعمال آن در معنى ديگر به سبب مناسبتى چون عموم و خصوص يا مشاركت آن دو در امرى يا مشابهتشان در وصفى يا جز اينها . و بالاخره مىتوان گفت كه در لسان علماء و محققين و زبان علمى ، كلمهء اصطلاح هم يك اصطلاح است . و چنان كه آقاى جعفرى لنگرودى در كتاب فرهنگ حقوقى « 1 » مىنويسد : اصطلاح عبارتست از لفظى كه در رشته و فن ويژه‌اى معنى لغوى خود را از دست داده و براى رساندن مقاصد علمى و تفهيم مطالب فنى به كار رود ، اصطلاحات گاهى الفاظ كوتاهى است كه معانى مهم و برجسته و زيادى را ادا مىكند ، و مفاهيم دقيق علمى را ظاهر و روشن مىسازد بر خلاف لغت كه چنين نيست . نمونه‌اى از اصطلاحات : در كتاب مفاتيح العلوم « 2 » آرد : نمونهء اين گونه اصطلاحات كلمهء « رجعت » است . اين كلمه نزد لغويان به معنى يك بار رجوع كردن است « 3 » و به اعتقاد آنان معنى ديگرى از آن فهميده نمىشود ولى همين كلمه در اصطلاح فقهاء به معنى رجوع در طلاق غير بائن مىباشد . و نزد متكلمين به معنى رجوع و بازگشت امام ( معصوم ) پس از غيبت يا موت وى است چنان كه شيعه معتقدند . و نزد كاتبان ديوان حساب ، گزارشى است كه وكيل خرج براى خوراك يك نوبت سپاه تسليم مىكند . و نزد منجمان حركت ستارگان است از خمسهء متحيره در جهتى كه مخالف با ترتيب و نظم بر جهاست .

--> ( 1 ) . چاپ كانون معرفت ، تهران ، ص 6 . ( 2 ) . تأليف ابو عبد اللّه محمد بن خوارزمى ، چاپ افست تهران ، ص 3 - 4 . ( 3 ) . المنجد ، ص 250 : الرجعة : العودة .